طبق معمول (جدید) باز برنامه بدون اشکان و طوفان اجرا شد، خوب من فقط ضبطش کردم و گه گاه بهش گوش سپردم داشتیم با پسر خاله ام حکم و ۲۱ بازی می کردیم خوب این آیتم درگذشت رو گوش کنین تا روزای بعد بقیه رو بذارم
شب نوشت ۱ : یه پیشنهاد، می گم وب رو گسترده کنیم و توش در مورد برنامه های مورد علاقمون بنویسیم، چطوره؟ اینطوری وبلاگ چند منظوره میشه و مختص شباشب نمیشه، موافقید؟ شب نوشت ۲: بیاید عضو بشید و درباره ی برنامه ی مورد علاقتون بنویسید و آیتم هاشو بذارید، بشتابید شب نوشت ۳: پریسا خانوم، تو قسمت های مصرف من آیتم هارو می نوشتم، اگه بخواین می ذارم شب شعر قسمت خانواده
اینم قرار شب نوشت ۱: بالاخره چیکار کنیم؟ با این وضع که نمیشه، من که اصلا برنامه رو گوش ندادم، داشتم با پسر خاله ام حکم بازی می کردم، صدامونم بین آیتما میاد شب نوشت ۲: آپارات هم آیتم خاصی نداره که بذاریم، مگه اینکه بشینیم روی موضوعاتش بحث کنیم، خوبه؟ شب نوشت ۳: اگه کسی نظری داره بگه، باز اگه طوفان و محمود رضا برنامه رو اجرا می کردن قابل تحمل بود، ولی سجاد و طوفان ؟؟؟ اصلا، بهتره سجاد شهرابی کلا از آیتم گربه سانان انصراف بده، چون صداش گوش آدم رو اذیت می کنه شب نوشت ۴: چه کنیم؟ راستی؟ چرا وقتی نظر میذارین آدرس وبتونو نمیذارین؟ من چطوری جوابتونو بدم؟ شما که بیکار نیستین برین نظر هر پست رو باز کنید تا ببینید من چی جوابتونو دادم؟ بیکارید؟ ولی من میذارم برای اون دو سه نفری که بهش رای دادن
خوب نظر بدین، اسم وبلاگ رو چی بذاریم بعد این اتفاقات؟ اولیش در گذشته
برم بعدیا رو بذارم خوب برنامه رو که کلا بی خی بشیم، فقط آیتم هارو می تونیم بذاریم که منم فعلا ویندوزم ترکیده، بعدا میام می ذارم، ممنون که اومدین سر زدین می گم بهتر نیست شباشب رو ول کنیم بریم سراغ آپارات؟ کار فرهنگیه ها؟ شباشب، روحش شاد، یاد مجریانش گرامی جواب نظرات رو هم میدم شب نوشت ۱: فرا رسیدن ماه مبارک رمضان مبارک شب نوشت ۲: راستی، اونایی که هنوز می خوان آقای صادقی برگرده بهتره بی خیال بشن، اگه بیخیال نمیشن بهتره برن وب خود اشکان رو بخونن، اگه خودشم بخواد برگرده من نمیذارم برگرده، طرف بد توهینی کرده شب نوشت ۳: راستی هم اکنون نیازمند لینک سبزتان هستیم، اگه میشه وبلاگ رو لینک کنین تا پیج رنک وبلاگ بره بالا، منم میلینکمتون در جواب دوست عزیزمون ناشناس (حالا چرا ناشناس؟) خوب پست های جدید آقای صادقی رو خوندم، اگه می خواین در مورد نقد های اون جوون 25 ساله حرف بزنم، خوب حرفی ندارم بزنم، خود آقای صادقی اونجور که در خورش بود جواب دادن،در ضمن من اون برنامه ی آقای صادقی رو گوش ندادم که حالا بخوام نقدش کنم یا ازش طرفداری کنم، ولی اگه می خواین در مورد حرف های آقای صادقی نظر بدم، با بیشتر حرفاشون موافقم، ولی یه جاهایی تند برخورد کردن، مثلا نباید در مورد دوبله کارتون ها قدیمی اینطور تند صحبت می کردن، خلاصه من که اون لحظه جای ایشون نبودم، شاید کیبوردشون عصبانی شده بود اینکه اون جوون گفتن که بازار دوبله تو ایران از رونق افتاده و بیشتر مردم میرن سراغ DVD های اورژینال؟، فکر می کنین بخاطر چیه؟ یه فیلم توی تلویزیون ایران پخش میشه، تنها چیزی که از فیلم می فهمیم اسم فیلمه، تا بعدا بریم نسخه ی اصلیش رو بخریم و بفهمیم که فیلم در مورد چی بوده، فیلم تروی(Troy) دو ساعت و نیمه، کردنش یک ساعت و نیم، در حالی که فیلم صحنه ی آنچنانی و زیادی نداشت، آخه این همه سانـ سور برای چی؟ فیلم رو بر میدارین از سرو ته و وسط و از چپ و راستش می زنین و انگشت می کنین تو سناریوی فیلم و برای ما پخش می کنین، برای چی؟ همین کارا باعث شده که مردم دیگه به فیلم های دوبله اهمیت ندن و برن نسخه ی اصلی فیلم رو بخرن و با هزار بدبختی با زیرنویس بخوننش سانـ سور به چه قیمت؟ به قیمت بی محتوا کردن فیلم؟ اینکه می گن انیمیشن های امروزی چیزی برای کودک ایرونی نداره چه دخلی به دوبلور ها داره؟ اگه نگران کودک امروزیه ایرونی هستین بشینین براش انیمیشن ها با محتوا بسازین انیمیشن Up توی کل جهان پخش شده، چون چیزی برای کودک ایرونی نداره نباید تو ایران دوبله و پخش بشه؟ ولی خوب در مورد دوبله کارتون های قدیمی، که اکثر همسن های من و کسایی که از من بزرگترن اونارو دیدن و علاقه ی شدیدی بهش دارن، یه جورایی تازه و نو بودن، جدید و تازه از تنور در اومده بودن، خیلی هامون تازه با تلویزیون آشنا شده بودیم و ایران دو تا کانال بیشتر نداشت، خیلی هامون نمی دونستیم کارتون چیه؛ بخاطر همین حس تازگی و نشاطی که داشتن ما اون کارتون هارو دوست داشتیم و داریم، از حق نگذریم کارتون های با معنی و با محتوا و خوش ساختی بودن، ولی این دلیل نمیشه که بگیم هر کارتونی که از سال 2000 به بعد ساخته شده بی محتوائه و دوبله ی مزخرفی داره، همیشه رسم بر این بوده که اون چیزی که اولینه بهترینه فرض کنین یه بار دیگه بیان نمایش عروسکی مدرسه ی موش هارو بسازن، با امکاناتی جدید و افکت هایی زیباتر و جدید تر، با گویندگی دوبلورهای جوون، به نظر شما چند درصد از همون بیننده های مدرسه ی موشهای قدیمی میان و این نمایش عروسکی رو نگاه میکنن؟ شاید 10 درصدشون، اونم برای کنجکاوی یا شاید زنده شدن خاطرات، اکثرشون می گن: نه بابا، هیچی اون قدیمیش نمیشه راست هم می گن، کارتون های قدیمی بخاطر داشتن اون نوستالژیی که آقای صادقی گفت بین مردم محبوبن در مورد دوبلور ها، در این مورد هم آقای صادقی درست گفت، شما خودتو فرض کن یه استعدادی داری، شکمت سیره، امکانات زندگیت فراهمه، تفریحم که می کنی، خوب وقت آزادتو برای چی میذاری؟ برای استعدادت اما فرض کن هشتت گره خورده به پنج زندگیت، بچه ات می خواد بره اردو 45 هزار تومن پول می خواد تا بهش خوش بگذره، یکی میاد بهت پیشنهاد میده که یه کارتون داریم دوبله می کنیم از 4 صبح تا 2 بعد از ظهر، 60 تومن هم میده، شما چیکار میکنی؟ قبول می کنی میری تو اتاق و بدون اینکه به شخصیت نگاه کنی و بدونی طرف شخصیتش کمدیه، جدیه، زنه، مرده، چیه؟ یا اینکه اصلا بدونی فیلم در مورد چیه؟ درونمایه اش چیه؟ برای چه گروه سنیی ساخته شده، سریع کاغذ رو بر می داری و تو زمان های مشخص شده جای طرف حرف می زنی تو اون لحظه چی برات مهمه؟ بیننده ای که می خواد این اثر رو ببینه؟ یا بچه ات که 45 هزار تومن پول می خواد تا بره اردو و خوش بگذرونه؟ اینجوریه که اینجوری شده خوب اینایی که گفتم به من هیچ ربطی نداشت، ولی خوب گفتم دیگه چیکار کنم اگه چرت و پرت گفتم به بزرگیه خودتون بخشید، فرض کنید داشتم تمرین تایپ می کردم تاریخ، دوستان همیشه حقایق رو بر ملا کرده، هیچی از تیر رس تاریخ در امان نیست، حتی قبل از اینکه خط اختراع بشه نوشتن که تاریخ، عین دوربین تلویزیون میمونه بی رحمه خیلی همه چیز رو ثبت و ضبط می کنه و برای آیندگان به نمایش میذاره، گفتم نمایش یاد خانواده افتادم، اولین خانواده ای که در تاریخ بوجود اومدن بر می گرده به عصر یخبندان که بنیان خانوادشون خیلی دووم نیاورد چون از سرما از بین رفتن، بخاطر همین از بعد از دوران مشروطه لایحه ی تزریق گرما به کانون خانواده در دستور کار مجلس ملی قرار گرفت، سناتور ناظم الاطبای جنوبی، نماینده ی شهر مسکو در مجلس سنا میگه که تصویب این لایحه خیلی کار سختی بود چون احمد شاه با گرم شدن کانون خانواده های خیلی مخالف بود، ولی با فشاری که عشق علی خان صعب العبور صدر اعظم نادر شاه قاجار به احمد شاه آورد این لایحه تصویب شد و خانواده ها کانونشون گرم شد خیلی، بعد ها هم احمد شاه، یه وجب بچه، آخر سر زهر خودشو ریخت دستور داد عشق علی خان صعب العبور رو به قتل رسوندن، بعد از قتل عشق علی خان کانون خانواده ها دوباره سرد شد، بخاطر همین مردم جلوی مجلس تحصن کردن و به مجلس فشار آوردن، احمد شاه هم بخاطر اینکه مردم رو آروم کنه دستور داد قاتل عشق علی خان رو بکشن، این بچه اینقدر عقلش نمی رسید که اشتباه رو با اشتباه نباید جبران کرد، تقصیری هم نداشت، یه مشاور احمقی داشت به نام میرزا جعفر بلاتکلیف که حرف اونو گوش می کرد، همین میرزا جعفر بلاتکلیف بعد ها در یادداشت های خودش میگه که احمد شاه خیلی ساده بود، ببو بود بنده خدا، خوب بچه هم بود نمی فهمید که، 12 سالش بود، خودش می دونست که من بلاتکلیفم ولی حرف منو گوش می کرد، من خودم تکلیفم مشخص نبود اونوقت تکلیف مملکت دست من بود، خیلی جالبه این یادداشت های میرزا جعفر بلاتکلیف که بعدها بعد از قتل احمد شاه اینارو می نویسه اینو نوشته بوده بعدها منتشر می کنه، اما بعد از این اتفاقات که اوج بلاتکلیفی سلسله ی قاجار بود، میرزا محمد خان کلافه از این اوضاع خسته شد، و در مقابل احمد شاه قد علم کرد، که یکساعت بیشتر نتونست قد علم کنه، چون کشتنش منبع: کتاب گرمای خانواده در مشروطه، نوشته ی امیر هوشنگ خشی تریل ، با مقدمه ی رودابه ی کعب الحبار، خواهر اجنه مارنگ خشنود که میشناسینش، خیلی معروف بوده در اون زمان اینجا هم می تونید گوش بدین
چیزی نمی تونم بگم من که بعد از ۵ دقیقه فهمیدم برنامه شروع شده، داشتم به گوشم شک می کردم، گفتم خدایا طوفان چرا صداش اینطوری شده، یکی دو بار موج رو عوض کردم، آنتن رو جابه جا کردم، دیدم نه همون شباشب خودمونه، که دیگه الان درگذشته فقط نظرات دوستان رو میذارم، چیزی ندارم بگم
مهشید Mahul : دستي رو كه نميتوني ببُــري ، ببوس بذار كنار دادا !!! ساناز منوچهری(همراه همیشه درصحنه رادیو) : سلام به روشناییان همیشه روشن اندیش سابق و شباشبیان ...اکنون!! این چند مدت که اشکان نیست نبودش خیلی حس میشه .. البته من قصدی نسبت به سجاد خان شهرابی ندارم .. ایشون واقعا کارش درسته ..من اولین بار که از برنامه موج فضایی صداش رو شنیدم و بعد از اون در برنامه های مختلف گروه ورزش و اخیرا جامعه شنونده آیتمهاش هستم ...گفتم سجاد شهرابی عزیز واقعا پسر مستعد و خوش فکری هست و الان دلم نمیخواد سجادی رو که جای دیگه ایی قبولش داریم بخواد جای اشکان رو بگیره ..که قطعا هم نخواهد گرفت ..همونطور که هیچ کس نمیتونه جای خوش فکریهای سجاد عزیز رو بگیره/ (به هر حال هر گل یه بویی داره ...) من میگم اصلا اشکان خودش به پاس این همه خاطرخواه و این همه طرفدار که دوست دارن برگرده ... به خاطر اونها خودش برگرده و بی خیال گذشته و کینه و کدورتهای سابق بشه .. ندا : سلام امیر : آخ که چقدر دلم واسه روشنا تنگ شده
رئيس انجمن شنوندگان عصباني : سلام. ندا : سلام شب نوشت ۱: نظرای ساناز خانوم خودش یه پست بود :و) شب نوشت ۲: بهتر نیست بگیم که اشکان و طوفان رو کنار هم می خوایم، اینکه می گیم فقط اشکان رو می خوایم یخورده نافرمه، هیچی نباشه اشکان و طوفان کنار هم یه زوج خوش صحبتن :مـ یه سلامم خدمت دست اندر کاران رادیو جوان مخصوصا برنامه ی خوبمون شباشب خوب همه جمع شدیم تا در مورد انصراف مجری خوبمون آقای صادقی بحث کنیم، به پیشنهاد بچه ها اینجا یه اعتراض نامه ای می نویسیم تا عوامل برنامه بخونن و در بهتر شدن برنامه قدم بردارن اعتراض اول نسبت به انصراف آقای صادقیه، والله ما که درست متوجه نشدیم، یکی به ایشون توهین کرده، ایشون هم از برنامه های طنز بی محتوا؟ انصراف دادن، خوب انصراف ایشون به خودشون مربوطه، اون کسی که به ایشون توهین کرده باید بیاد و عذر خواهی کنه، به ما چه که با ایشون مشکلات دارین، میشه گفت نیمی از شنوندگان روشنا(یا همین شباشب) بخاطر شیطنت ها و صدای ایشون برنامه رو گوش میدادن، التبه در مورد آقای مهردادیان که حرفی نیست، ایشون از بزرگان و استادان ما تشریف دارن، ولی خوب، این دو دوست عزیز همیشه کنار هم بودن و با هم برنامه های قشنگی اجرا کردن و ما بهشون عادت کردیم لپ کلام اینکه ما اینجا از شما میخوایم تا به اون کسی که به یه نحوی به یه شخصی توهین کرده تذکر بدین و این قضیه رو خاتمه بدین، بد می گم؟ تو برنامه ی آخر روشنا گفتین ما همین تیم به شباشب کوچ می کنین، نمی خواین رو حرفتون بمونین؟ البته ما قصد توهین یا جسارت به آقای شهرابی رو نداریم، ایشون هم از مجریان خوب رادیو هستند، ولی ترک عادت موجب مرض است، ما به این دو دوستمون عادت کردیم نکته بالا که مشخص شد، یه نکته ی دیگه کیفیت برنامه است، برنامه ی طنز جوان داره تبدیل میشه به برنامه ی موسیقی جوان، والله دیگه خسته شدیم انقدر آهنگ گوش کردیم، خودمون تو گوشی و کامپیوتر و سی دی و دی وی وی دی و ام پی۳ پلیر و ... آهنگ داریم، خودمون گوش می کنیم، ولی کسی رو نداریم که برامون برنامه ی طنز اجرا کنه شب نوشت ۱: شرمنده اگه بد شد، آخرین نامه ی اعتراضی که نوشتم پنجم دبستان بودم، که باعث اخراج معلم ورزشمون شد، خیلی وقت ننوشتم شب نوشت ۲: متنی هم که می خواین واسه برنامه بنویسین اولش که آدرس وبلاگه، بعدشم یه چیزی بنویسین که تا عمق دل رو بسوزونه
نظرات شباشبی ها
بینام : خواهش می کنم هر جوری شده آقای صادقی خودمونو برگردونید آخه بدون ایشون برنامه خیلی خنک شده احمد : اگه فقط یه ذره فقط یه ذره به مخاطبتون احترام بگذارید و به سلیقه ی مخاطبتونم احترام بگذارید وفقط هدفتون پر کردن برنامه نباشه هر کاری که از دستتون برمیاد برای برگشتن صادقی انجام بدید
خودم: چی می خواستیم چی شد، این دو نفر کین؟ اینجا کجاست؟ برنامه چیه؟ رادیو جوانه؟
zss : دیگه فکر کنم کار از کار گذشته.............. غزاله : بله اون فرد از عوامل گروه ورزش و تفریحات لطف کنند از هنرمند محبوبمان آقای اشکان صادقی بخاطر توهینی که به ایشون کردند عذرخواهی کنند
هیلا : سلام. پرند : تموم شد ؟ : آقای قدیریان از شما بعید بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ... : پرند جان
نبود؟ بقیه اش توی ادامه ی مطالب در تاریخ ایران چه اتفاقاتی افتاده؟ مرور تاریخ با درگذشت تاریخ را با ما ورق بزنید اینم آیتم بعدیه درگذشت هرودوت پدر علم تاریخ می گه که، همونطور که تاریخ انسان سازی می کنه، انسان هم تاریخ سازی می کنه، و این یک رابطه ی دو طرفه است امشب داشتم پیاده از کرج می اومدم تهران، وقتی این حجمه ی ماشین هارو دیدم پیش خودم گفتم واقعا اینا چقدر انرژی مصرف می کنن، همینطور که داشتم می رفتم یهو دیدم تصادفا یه کتابی توی دستمه به نام مصرف بعد از مشروطه، توی این کتاب نوشته بود در دوران بعد از مشروطه ایرانی ها در حمل و نقل عمومی مصرف انرژیشون صفر بوده، چرا که از قاطر استفاده می کردند، در اسنادی که از سفارت انگلیس بدست میاد که یکی از کارگزاران سفارت اونارو جمع کرده بوده، نوشته بوده که، کابینه ی قوام السلطنه خیلی کابینه ی پر مصرفی بودند، ریخت و پاششون زیاد بوده، ولی از اون طرف خیلی هم بی مصرف بودن و هیچ کار مثبتی نمی کردن، از اونطرف میرزا قاسم خان اورنگی مشاور ارشد سناتور بن لوس کُنی می گه، همین انگلیسی ها بعد از حمله ی اسکندر مقدونی در سال 1353 هجری شمسی وقتی می خواستن از ایران برن، 60 تن، 60تن، داراییشون رو از ایران می برن، اونوقت اینا به اونا می گفتن پر مصرف، خیلی جالبه دیگ به دیگ می گه روت سیاه، اما بعد ها که اینا از ایران رفتن، کیانِ حقیقت ناصری که مسئول بردن اهالی سفارت به خارج از کشور بود، می گه این کاروان روی هم 812 نفر بودند، متشکل از 406 تا مرد، و 406 تا زن، من نمی دونم اینا چجوری توی سفارت جا می شدند، اونموقع این همه آدم؛ جالبه، در سال 1375 هم، (هجری شمسی)، زمان مظفرالدین شاه قاجار پادشاه اشکانی یه اتفاقی شبیه این افتاد که بعد ها اجنه مارنگ خوشنود یه سری از اسناد رو، رو می کنه که معلوم میشه اتفاقش شبیه این نبوده؛ اما اولین کسی که در ایران مصرف کرد شخصی بود به نام عصمت الملوک میر مجلسی وزیر تمیزیه ی وقت، یعنی همون وزیر بهداشت سابق، که در سال 1291 آب مصرفی منطقه ی توران رو غیر بهداشتی اعلام کرد، ولی وزیر قدرتیه، یعنی وزیر نیرویِ اونموقع تکذیب می کنه و همه دوباره آب می خورن منبع: همون کتابی که یهو تو دستاش پیدا شد شب نوشت ۱: دوستان عزیز ممنون از ابراز نظراتون، چشم می شینم می نویسم، ولی خوب احتمال برگشت کمه، ولی حداقل ما تلاشمون رو می کنیم شب نوشت ۲: حالا مگه طرف چی گفته؟ نکنه اشکان خان مثل زیدان با کله رفته تو سینه ی اون یارو(اسمش چی بود) شب نوشت ۳: استاد محمد نوری، آوای ایران، در گذشت، خدایش بیامرزاد، روحش شاد، صدایش ماندگار ببینیم چی میشه بدرود تا درودی دگر عجیب ترین شب شعر تاریخ، شاعر، منتقد، مجری، تنظیم و هماهنگی، همه فقط با یک نفر : مهدی استاد احمد خوب اینم آیتم شب شعرِ این هفته که گذشت تمام حرف من امشب همینه بکن مصرف ولی لطفا بهینه بکن مصرف ولی لطفا بهینه تمام حرف من امشب همینه درست جنس نامرغوب چینه چرا مصرف کنی غیر بهینه؟ نباید مصرف غیر بهینه کنی طوری که هر چشمی ببینه بد آموزی خودش بدتر از اینه که کردی مصرف غیر بهینه خودِ آموزش غیر بهینه یه کار زشت در روی زمینه عجب این شعر مطلوبو وزینه که پر شد با همین لفظ بهینه نکردم واژه را مصرف بهینه و نقص شعر من هم خوب همینه شب نوشت: طبق آخرین نظرات دوستان ( دیوونه رادیوووو) و مابقی، ما یه شکایت نامه ای می نویسیم، و هممون زمان اجرای برنامه آدرس وبلاگ رو به شباشب پیامک (sms) می زنیم، تا یه فرجی بشه و بیان بخونن و شاید دوباره یه فرجی شد و اشکان دوباره برگشت اگه موافقین تو نظرات بگین تا من شکوایه رو بنویسم(اگه کسی می تونه بهتر بنویسه، بنویسه تو نظرات بذاره) و بذارم تو وب تا بیان بخونن و اون دو فرج بالا عملی بشه همین آیتم درگذشت رو هم در ادامه میذارم هر چهارشنبه شب، رادیو جوان، شباشب پیچک، شما را پیچ می دهد متنش زیاد حال نمیده، بخاطر همین فقط فایل صوتیش رو میذارم می تونید همینجا هم گوش کنید منتظر آیتم های بعدی باشید اولین ساعت آخرین روز کاری را با ما باشید با شباشب البته بی اشکان این برنامه رو تسلیت میگم به همه ی طرفداران گوینده ی عزیزمون اشکان صادقی به هر حال ما هستیم، کسی خواست بیاد در خدمتیم، چایی رو تازه دم گذاشتیم موضوع این قسمت، مصرف مصرف شما چقدره؟ البته هنوز سوال به گوش من نخورده، ببینیم چی میشه با ما باشید اینم قسمت دومش تی اس اریود در کتاب شیار تاریخ در ورطه ی اضمحلال گفته: تاریخ یه روزی دست آدم هارو رو می کنه اولین شادی تاریخ بر می گرده به زمان پارت ها، پارت ها آریایی هایی بودن که از سیبری اومدن به فلات ایران و سکنی گزیدن سر دسته ی پارت ها در بدو ورود به ایران در جنگل های مازندران یک ببر مازندران شکار کرد و شادی کرد البته این حرکت سردسته ی پارت ها در مقابل جنایتی که ظل (ذل) السلطان پسر ناصرالدین شاه کرد اصلا به حساب نمیاد این آدم بی ملاحظه عصر ها بعد اینکه از خواب پا میشد خدم و حشم رو راه می انداخت و از جاده ی چالوس بلند میشد می رفت شمال و ببر مازندران شکار می کرد البته این رواج 37 روز بیشتر طول نکشید چون 37 تا ببر مازندران بیشتر نبود و کلا ببر مازندران بعد از 37 روز کلا منقرض شد، خلاصه بیشترین کسی که در تاریخ شادی کرد همین ظل (ذل) السلطان بوده که 37 روز به صورت متوالی شادی کرد اطرافیان این شخصیت می گن که ( تو کتابا نوشتن) خیلی ازش می ترسیدن، خیلی بد اخلاق بوده و با پشت دست می زده تو دهن اطرافیانش، بخاطر همین هم خیلی اطرافیان نداشته همه ازش دور بودن اما آمیز تیرکمون سُنقری وقتی از فرنگ بر می گرده در سفر نامه ی خودش می نویسه من سرخوش تر از مردم فرنگ ندیدم، این ملت همینطوری بیخودی خوشحالن، بی دلیل، خجسته ترین ملت دنیا مردم فرنگن، اینو آمیز تیرکمون سُنقری وقتی که از فرنگ بر می گرده میگه، میگه همینجوری راه میرن تو خیابون می خندن، بی خودی واسه خودشون، هیچ دلیلی هم نداره، من هر چی جستجو کردم ببینم این ملت به چی می خندن هیچی متوجه نشدم، آخر سرم که دیدم متوجه نمیشم برگشتم اومدم به ایران منبع: کتاب 8900 صفحه ای "شادی از آغاز تا عصر معاصر" نوشته ی تاج الملوک غزلاج منش همسر بیست و ششم سلطان کامران سلجوقی سومین پادشاه سلسله ی اشکانیان اینم قسمت اول در گذشت، فقط متنش رو میذارم، اگه خواستین بگین فایل صوتیش رو هم بذارم جیمز موریه در کتاب خاطراتش میگه که سال 1281 که من به ایران اومدم مردم همه موبایل داشتن، در اون زمان عید ها که میشد مردم برای تبریک 120 میلیون پیامک به همدیگه میدادن این مرد که از نویسندگان عصر خودش هم هست میگه من متعجب مونده بودم که اینایی که دست مردمه چیه؟ در ادامه میگه سال ها بعد وقتی که من به اروپا برگشتم تلفن اختراع شد در یه قسمت دیگه از کتابش اشاره می کنه اولین پیامک توسط امیر هوشنگ خشی تریل نوه ی معضل سلطان دبیر دربار فتحعلی خان قاجار فرستاده شد که البته دلیوری ش هنوز نیومده اما اولین کسی که دلیوری پیامکش اومد میرزا قلی خان سبک مغز بود که رفیق گرمابه و گلستان امیر هوشنگ خشی تریل بود و به همین شخص هم پیامک داده بود، اما طولانی ترین پیامک بر میگرده به سال 1282 هجری شمسی که معضل سلطان برای میرزا قشم شموشکی می فرسته که در اون جزئیات نقشه ی حمله به هرات و صوفیه ذکر شده بوده که وقتی به هرات حمله می کنند معضل سلطان به دست هراتیان می افته و گوشیشو ازش میگیرن که البته در طی یک عمل غیر اخلاقی اینباکسش رو هم چک می کنن منابع: کتاب پیامک و تبعات نوشته اجنه مارنگ خشنود سال 1320 چاپ سنگی شده اینم شعر مهدی استاد احمد در مورد شادی، غلط املاییاشو خودتون درست کنین، به بزرگواریتونم ببخشید تو وبلاگ یکی از دوستان خوندم پدر ایشون به رحمت خدا رفته ان، اگه درسته، بنده از طرف خودم و خودتون به ایشون تسلیت می گم و صبر و شکیبایی رو برای ایشون از خدای منان خواستارم نزن دائم فقط هی حرف شادی نزن دائم فقط هی برف شادی نکن در این موارد صحبت صرف نکن هی وقت خود را صرف شادی چه بهتر که به جای حرف و صحبت ببندی در عمل هی طَرف شادی قوافی هم کم آوردی نکن هل برو در آینه محکم بده قول که تا وقتی که هستی شاد باشی و حتی در کویر آباد باشی اگر که غصه داری هی بخندی و نیش خویش را هرگز نبندی اگر بستی نبندی نیش دل را نبندی باند زخم ریش دل را به دلیل چرت بودن و بی محتوا بودن بخش گربه سانان از گذاشتن آن معذوریم درگذشت رو هم در پست بالایی بخونین خوب، یکی از یاران قدیمی روشنا نیست، ولی شباشب که هست، منتظر ایشون می مونیم، امیدواریم برگردن اگه نظری چیزی دارین ولی نمی تونین بذارین یه گوشه یادداشتش کنین تا یادتون نره بعدا از نظرات مفیدتون بهره مند میشیم آیتم هارو بعد از ترمیم و بهبود بلاگفا میذارم، فعلا بشینین از طریق رادیو ویلاگ به رادیو جوان گوش بسپارید تا مشکلات برطرف بشه چهارمین برنامه ی شباشب هم اجرا شد تموم شد رفت، ته دیگشم خوردن خبر رسیده که اشکان صادقی دیگه نمی خواد تو رادیو جوان برنامه اجرا کنه(خودش تو وبلاگ خودش گفته) راست و دروغش با خودش به هر حال موضوع این قسمت شباشب شادی بود، شادی همون چیزی که امروزه خیلی کمه آیتم های برنامه رو تو پست های بعدی میذارم فعلا اینو بذاریم تا شاید یه کرمی شد بلاگفا از چتی در اومد
![]()
دیگه متنش رو نمیذارم، فایل صوتیش کافیه دیگه![]()
![]()
![]()
سريع اون آقاي X ميره دست آقاي صادقي رو ميبوسـه ميگه " چـــــــــــش مايي "
اين يه دستوره !!!
ولي خودمونيما درسته مثلا روشـنا كوچ كرد با اسم شباشب ولي روشـناي ما يه چيز ديگه بود
شباشب كـــلا خُــنُــك تره !!!
از اون اولش باهاش حال نكردم
اين چـه زندگيـيــه ؟؟؟ 

ما اشكان صادقي ميخوايم ، ما سجاد شهرابي نميخوايم ، ما زاپاس اضافه نميخوايم ، ما محمودرضا نميخوايم ما فقط ط ط ط ط اشكان صادقي رو در شباشب ميخوايم
راستش من نمیدونم چی بگممم .. اون روشنایی که واسه شروعش لحظه شماری میکردم و اون تیم صمیمی که همیشه همه جا میگفتم بهترین برنامه رادیو جوان در زمان خودش بود و هنوز که هنوزه توی قلب همه همراهان روشنا و روشن اندیشان جایی داره ...و قرار شد فقط از روشنا بامدادشنبه ساعت0به بامداد5شنبه ساعت 0 بااسم شباشب کوچ کنه .. و همون تیم و همون صمیمیت حاکم باشه ... چرا یه دفعه این جور مسائل پیش میاد و اینجوری میشه ...
( """نمیخوام به کسی بربخوره یا خدای نکرده توهین کنم"""" ).. اما
چرا هیچ وقت رسانه برای این بچه بازیهای خودش جوابی نداره و همیشه از یه سری مسائل و پاسخگویی به سوالات مخاطبش فرار میکنه؟ و همیشه یک سری حرفهای بی ربط برای ماست مالی مسائل و اوضاع و خرابکاریهای خودش داره؟؟/ چرا این بی مهریها صورت میگیره که باعث میشه یکی یکی اونایی که مخاطب دوستشون داره- برن... فرشید بنفشه نیما علی و... هنوزم جای خالیشون توی رادیو حس میشه ... اشکان هم؟؟ ...
( کاش رسانه میفهمید مخاطب باهوش است... مخاطب به همه اوضاع واقف است .. کاش کمی برای شعور مخاطب ارزش قائل بود.. باور کنید اگر رسانه مخاطبش را بشناسد و به شعورش احترام بگذارد شیفتگان بیشتری به سمت خود جلب و جذب خواهد کرد...اما افسوس که گاهی رسانه فقط میخواهد کار خودش را بکند آن هم بنا به صلاح دید برخیها و اینکه در رسانه هنوز کلیشه ها شکسته نشده است!!!! پس مخاطب به جایی میرود که دلش آنجاست .. اما بگذارید دل مخاطب باشما باشد...)
من همیشه گفتم و بازم میگم طوفان و اشکان در کنارهم یک زوج هنری بینظیر بودند.. شاید از معدود زوجهای مرد رادیو بودند که در کنار هم خوش میدرخشیدند و باهم مچ بودند و همین کل کل ها و شیطنتهای اشکان و طوفان و حاضرجوابیهاشون در قبال هم باعث نشاط برنامه میشد و نمی گذاشت روال برنامه خشک و کلیشه ایی بشه ... من مطمئنم خود عوامل روشناهم با نظر من موافق هستند...اما نمیدونم چرا اقدامی نمیکنن...( به هر حال شاید صلاح کار خسروان دانند!!!!!!!!)
و قطعا اگر سجاد عزیز هم در یک برنامه ایی پای ثابت باشه و مخاطب بهش عادت کنه و چنین جداییهایی از برنامه اش صورت بگیره شنونده جای خالیش رو حس خواهد کرد ..
میدونم همه عوامل و تیم روشنای روشن اندیش سابق و شباشب حاضر خودشون هم جای خالی اشکان عزیز رو حس میکنند ..
من نمیگم بیایم اون کسی که توهین کرده رو بیاریم که از اشکان معذرت خواهی کنه .. نـــــــــــــه ......
من میگم به هر حال از این دلخوریها و اختلاف سلیقه ها و اختلاف نظرها همه جا هست و همیشه پیش میاد ..این ما آدمها هستیم که باید راه درست و منطقی برخورد کردن با این تیپ مسائل رو بلد باشیم .. و ایده های بکر و خوبمونو رو فدای یه سری از مسائل نکنیم..!!.
باور کنید این طوری هم شنونده ها راضی میشن ...و هم اینکه همه چیز برمیگرده سرجای اولش و دوباره همون شور و حرارت روشنا به شباشبمون روشنایی میده ... ( به هر حال دعوا نمک زندگیه دیگه /همیشه آدما خیلی باهمم خوب باشند بعضیا (!) شک میکنند ..اصلا همین دعوا و کتک کاریهاست که زندگی رو بامزه میکنه و روال روتین زندگی رو از کلیشه ایی بودن در میاره ... بخندید به کارایی خودتون و برگردید...والا به خدا ..)
اشکان من به عنوان یک مخاطب ازت میخوام خودت برگرد .. خودت به خاطر کسایی که دوستت دارن برگرد و کارت رو ادامه بده ... اما اگر هم واقعا میدونی از سر این تیم زیادی که خود دانی و تصمیم با خودته ... اما اونم بهمون بگو .. ولی سکوت دردی رو دوا نمیکنه .. چشم انتظارمون نذار ...
بدون نمک روشنا و شباشب حضور تو و طوفان در کنار هم هست ...
و همین نشاط گوینده-بازیگران شباشب هست که به عوامل اتاق فرمان انرژی کار بهتر و ارائه برنامه بهتر میده و به شنونده 2 تا گوش شنوا که با دقت دلشو بسپاره به نشاط برنامه ..
بعدشم موافقم که مطالب برنامه کم شده ... توروخدا از آهنگابزنید به نوشته ها و آیتمهای متنوع و البته طنز بیفزایید ...
از همین جاهم از همه زحمات عوامل تیم به ویژه حسن صنوبری خوش فکر - مهدی استاد احمد طناز- عباس محمد خانی بادستهای توانمند و صدابرداری بینظیر-حسن معین دوست داشتنی -سیروس رجبی خوش سلیقه و همه همه همه ...مخصوصا همه همراهان همیشه در صحنه روشنا و شباشب تشکر میکنم به عنوان یک مخاطب
--------------------------------------
این همه حرف حرفهای دل من بود!!!!!!!!!!!
میخواد کسی گوش بکنه ..میخواد ....
مهم اینه که من هم به عنوان یک مخاطب این حق رو به خودم دادم که در مورد خواسته ام و نظرم ابراز نظر و ابراز وجود کنم ..

یاحـــــــــــــــق
دیشب رادیو رو روشن کردن .ساعت 1:00بعد از 2 دقیقه به موج رادیو نگاه کردم ببینم درسته یا نه آخه فکر کردم اشتباه رفتم که متاسفانه دیدم بله به به شباشب ما کجا و این برنامه ی.... کجا.
خواهش میکنم به احترام مخاطب هم که شده اسم برنامه رو عوض کنین تا لا اقل خاطره و اسم خوب برنامه بمونه
اه اه اه اه اه!
ديگه شباشب ارزش شنيده شدن نداره!
از آقايان شهرابي و قديريان معذرت مي خوام.ولي همين ديشب آيتم گربه سانانشون آدمو ياد گودزيلا و مادربزرگ مي انداخت!واقعا هنرمندي آقاي صادقي غير قابل انكاره.همينطور آقاي مهرداديان.ولي طي برنامه هاي قبلي ثابت شد كه هنر آقاي مهرداديان هم بايد با يه هنر ديگه كامل بشه.البته به نظرم اگر برنامه رو آقاي مهرداديان به تنهايي اجرا كنن بهتر از اين وضعه!
به هرحال من ديگه گوش نمي كنم.
تبليغ شباشب رو هم از وبلاگم بر ميدارم كه ملت وقتشون تلف نشه!
ببخشیدا ولی برنامه ای که عواملش نفهمه مخاطباش کیان وچی میخوان و چه قدن
به درد نمیخوره
بعدهم مخاطبا فهمیدن اونا میخوان نفهمن؟؟؟؟؟؟
از تلفنا
انتقادا
اگه یه سری هم به وبلاگها بزنن میفهمن
پس از آهنگ ها و موسیقی برنامه کم کنین و به اصل مطلب بی افزایین
اعتراضات بعدی رو هم در پیوست میاریم
فعلا شما به همیناش اعتنا کنین
قصد توهین ندارم ولی من نمیتونم با آقای شهرابی ارتباط برقرار کنم دست خودم نیست
از زمانی که آقای صادقی رفتند من دیگه درست و حسابی برنامه رو گوش ندادم
چه قدر دلم واسه ی اجرای آقای صادقی و آقای مهردادیان کنار هم تنگ شده



خواهش مکنم هر جوری شده آقای صادقی رو برگردونین
دیگه اقای مهردادیانم امشب نیومدن..........

ولی ما اعتراضمونو میکنیم. و کم نمیاریم.
امشب آقا مهردادین هم نیامد
خوش بگذره
گوش اگر گوش شما
و
ناله اگر ناله ما
انچه البته به جایی نرسد فریاد است.
برنامه روشنا یی که با عشق گوش می کردیم و با خدا خدا کردن و انتظار دوست داشتیم تو تابستون هم ادامه داشته باشه تا راحت و بدون دغدغه کار و درس گوش بدیمش از دست رفت!
من بد بخت موقع پخش روشنا که جمعه ها بود با این که شنبه سخت ترین درس ها مثل عربی رو داشتم , همیشه تا 2 شب گوش میدادمش بدون این که به زنگ اول فردا که سر کلاس معمولا خوابم می برد فکر کنم.
حالا که هیچ کاری ندارم و فارغ از هر چی درسم اصلا به خودم اجازه نمیدم این شباشبی که حالا بدون اشکان صادقی مثل دوبله فارسی وان(!) فجیع شده گوش بدم......... .
می خواستم یه سوال از اون آقای تقریبا نا محترمی که توهین کرده به اشکان بپرسم:
واقعا چه حسی دارین که پسر پر سر و صدای رادیو رو تبدیل به فرزند سکوت کردین؟
ممکنه خودش ساکت بشه اما مطمئن باش که طرفداراش کوتاه نمیان.
یه نکته هم می خوام به MR شهرابی گوشزد کنم:شما باید یه دو سه سال دیگه هم آیتم و برنامه تولیدی کار میکردین....من خام بودن رو از صداتون و ببخشیدا بوی شیر رو از دهنتون احساس می کنم.
یه چیز دیگه هم بگم و برم:
تازه فهمیدم شباشب یه برنامه طنز سطحی هست و این فقط آقای صادقی بود که تبدیل به یه طنز حرفه ایش کرده بود.
امضا:پرند
شما مثلا رفیق اشکان صادقی بودی.
آقای قدیریان شما یه جوابی بدید .
منتظریم.
اگر پسر پر سر و صدای رادیو ما شد فرزند سکوت به خاطر آقایی و ادب اشکان هست نه چیز دیگه
و اگر نه میشد که وایسه و جواب بده!اما بحث سر اینه که اون شخص و یاوه گوییش قدری ارزش ندارند ..
ورزش و تفریحات لیاقت اشکان صادقی هنرمند و محبوب ما را نداشت و نداره
ما که دیگه شنوای آپارت و بیننده کارهای تیاتر و سینما و .. اشکان صادقی هستیم و خواهیم بود
و میدوونیم که هرجا باشه طرفدارشیم و همیشه آرزومند سعادتمندی و موفقیت هر چه بیشترش هستیم
Я :ادامه مطلب: R
![]()