شب نوشت۱: عسل ممنون بابت کامنتت، برای بعضی دوستان منجمله تو، هر کاری می کنم وظیفه است، ممنون
شب نوشت ۱: سلام، شرمنده خوابم میاد خسته ام، از ساعت ۱۱ شب تا الان دارم فایل هارو آپلود می کنم، بعدا میام یه چیزای می نویسم شب نوشت ۲: از هفته های بعد لینک دانلود رو از سایت ایران صدا میذارم، اینجوری هم واسه شما بهتره، هم واسه من راحت تر، ایران صدا کل برنامه رو برای دانلود میذاره
شب نوشت ۱: فقط شب شعر یخورده اش ضبط نشده، سیستمم ریستارت شد سلام ممنون از کامنت های سرشار و پربارتون اکانت شباشب درست شد اینم دانلود آیتم های برنامه شباشب
شب نوشت ۱: ایران صدا برنامه ی شباشب رو برای دانلود میذاره، شاید دیگه من آیتم هارو آپلود نکردم و لینک همون ایران صدا رو گذاشتم بدرود تا درودی دگر امیدوارم خوب باشین دیگه انقدر عذر خواهی کردم روم نمیشه عذر خواهی کنم، ولی طبق معمول من مقصر نیستم تا دو سه هفته که اصلا بلاگفا و گوگل هم واسم باز نمیشد، الان هم نصف بلاگفا لود نشده، اومدم یه توضیحاتی بدم و برم مشکل اول، سرعت نتم خیلی داغونه، یکی دو بار هم رفتم کافی نت تا از اونجا فایل هارو آپلود کنم، اما نشد، سرعت اونجا هم خیلی پایین بود مشکل دوم، اکانت پرشین گیگ شباشب پریده، نمی دونم مشکلش چیه، ولی پریده، اگه فایل های قبلی براتون دانلود نمیشه بگین یه خاکی تو سرم بریزم خاک اول: به پرشین گیگ ایمیل بدم که مشکلمو برطرف کنه خاک دوم: بشینم همه ی فایل هارو از اول آپلود کنم الان سعی می کنم آیتم های دو سه هفته ی قبل رو براتون توی اکانت خودم آپلود کنم و بذارم، تا بعدا اون خاک برداری ها تموم بشه شب نوشت ۱: دوستان عزیز و محترم، اینجا وب شباشب نیست، شباشب بنده خدا مجری بدرد بخور نداره، چه برسه به سایت و وبلاگ، پس اگه از برنامه ناراحتین زنگ بزنین به خودشون بگین، البته اونا هم گوش نمی کنن، پس سعی کنین تو خودتون نگه داین و بروز ندین شب نوشت ۲: چندین بار گفتیم، بازم میگیم، برای رادیو آفلاین بشتابید، اگه شماها همکاری کنین این رادیو آفلاین می تونه یه رقیب برای رادیو آنلاین بشه، نفری یه آیتم هم توش بذارین کافیه، همکاری کنین، حتما که نباید با کاسه بیام در وبلاگتون، همینجوری با پرستیژ دارم ازتون خواهش می کنم شب نوشت ۳: متاسفانه نتونستم برنامه ی دو هفته ی قبل یعنی ۰۸-۰۲-۱۳۹۰ رو ضبط کنم، مهمون داشتیم و مهمونمون تو اتاق من خوابیده بود، از شانس هممون هم اونشب یه آیتم گروهی اجرا کرده بودن، شانسه دیگه ممنون دارم آیتم هارو آپلود می کنم، شکیبا باشید اینم آیتم های برنامه تناسب، بقیه رو فردا پس فردا میذارم، ولی الان میشینم آپلود می کنم، چون سرعت نت خوب شده اگه دانلود نمیشن بگین حال و احوالات، چه می کنید با نبود ما زیاد حرف نمی زنم، آیتم هارو میذارم، برید بحالید
شب نوشت ۱: ممنون از zss بابت اطلاعیه اش، مستفیض شدیم سلام، خوبین؟ احوالات؟ دیگه شرمنده دیگه، فکر کنم به این بد قولی ها و تاخیر های من عادت کردین اینم آیتم ها، اگه دانلود نشدن با ذکر نام فایل بهم گزارش بدین تا درستش کنم یکی از پیچک هارو نتونستم ضبط کنم، یهو سیستمم چت کرد، در مورد کیفیت فایل ها هم یخورده کیفیتشون کمه، چون من خبر نداشتم که موج رادیو جوان عوض شده، با همون موج قبلی ضبط کردم دانلود درگذشت - درخت و گل و گیاه دانلود شب شعر - درخت و گل و گیاه دانلود بیانیه - درخت و گل و گیاه
شب نوشت ۱: شب نوشت ها به مرور زمان اضافه خواهند شد، نگران نباشین[نیشخند] سلام بر همگی پیشاپیش تولد حضرت محمد رو به همتون تبریک میگم یه خبر جالب، دو شنبه تولد منم هست افتخار میدین اگه تشریف بیارین اینم آیتم های دو هفته ی قبل من نمی دونم چه اصراریه که شب شعر رو حتما بذارن، داره میشه مثل گربه سانان، شعرت نمیاد خوب شعر نگو، چه کاریه؟
بابت دنده معکوس شرمنده ام، نتونستم ضبط کنم، سر تمرین تئاتر بودم، هفته ی قبل هم که مشهد بودم بدرود تا درودی دگر در عجبم، وقتی یه دختر پست میذار۱۲۰۰ تا کامنت میذارین، ولی من که پست میذارم، هیچ خبری نمیشه ولش، می خواستم بهتون کمک کنم تا بازدید کننده بیشتر داشته باشین، ولی مثل اینکه نیم خواین، واسه من همین چهار تا وب بسه، البته لینک این دو سه نفری رو که درخواست داده بودن حتما میذارم خوب آیتم های قبلی رو میذارم، چون تعداد آیتم ها خیلی زیاده بقیه اش رو میذارم توی ادامه ی مطلب، برین اونجا دانلود کنین بدرود تا درودی دگر داشتم آرشیو رو نگاه می کردم دیدم ای دل غافل، یکی از برنامه ها جا مونده خلاصه اینجا میذارمش(تا یه ساعت دیگه می تونید فایل هارو دانلود کنین)
شب نوشت ۱: اینم برای farela، دانلود شب بخیر لندهور که تا حالا چندین بار لینکشو گذاشتم ولی بازم میگن بذار راستی، اگه میشه لطف کنین بگین کدوم لینک ها درست کار نمی کنه، من هیچکدومو تست نمی کنم، قبل از اینکه فایل هارو آپلود کنم لینک هارو میذارم، پس اگه میشه بگین کدوم لینک درست کار نمی کنه، ممنون مشکلاته دیگه، سرما خورگی، تئاتر، دانشگاه، تدریس، مهمون خلاصه همه ی اینا دست به دست هم داد تا من شرمندتون بشم اینم آیتم های برنامه های هفته ی قبل و این هفته دنده معکوس رو هم به لطف خدا میذارم
اینم آهنگ خونه ی مادر بزرگه سلام، خوبین؟ اینم آیتم های هفته ی قبل، فقط شرمنده، سیستمم هنگ کرد نتونستم شب شعر رو ضبط کنم، البته انقدر مزخرف بود که ارزش ضبط کردن نداشت
شب نوشت ۱: هستم، می تونی عوض کنی مشکل نداره، ولی نباید از جای دیگه کپی کنی، نمی خوام آدرس سایت طراح توی قالب باشه شب نوشت ۲: بیانیه رو هم به آیتم ها اضافه کردم، این هفته اش که جالب بود توپ پر: دوست عزیز، شما توی باشگاه تعطیلات (www.btj.ir) عضوین؟ اگه آره، می دونین که من توی همه ی تاپیک های انجمن کتاب باز ها دست دارم، توی هیچکدوم از تاپیک ها حرفی در مورد آثار مارکز نیومده، ولی توی یکی از بخش های همین برنامه ایشون و چند کارشناسه دیگه کنار هم نشسته بودن و در مورد پیشنهاد بچه ها که درخواست آثار مارکز رو داده بودن داستان می بافتن، این یه دروغش بازم بگم؟ شب نوشت ۳: مهروز خانوم اینم برای شما البته عکس های شباشب اینجاست www.shabestaane.blogfa.com/8906.aspx توپ پر ۲: ببخشید شما به دروغ و شاخدار چی میگین؟ بگین تا ما هم آشنا بشیم بعله لطف کردین، خیلی زحمت کشیدین این علامت سوالایی که ته جمله گذاشتین کاربردش چیه؟ این یکیش بود که من دقیقا یادم موند، چند تای دیگه هم در مورد همین باشگاه بود که من به دلیل آلزایمر یادم نیست، از اون به بعد دیگه صبح ها برنامه رو گوش نمیدم، تو باشگاه هم که میرم بخاطر جو دوستانه ی بین بچه ها میرم دروغ شاخدار نیست که از قول خودشون یه حرفی رو نسبت به بقیه نسبت میدن؟ اینکه مردم رو خر فرض می کنن و هر چی دلشون می خواد یاوه می بافن؟ البته فکر کنم دیگه شماها به این دروغ ها عادت کردین که اینارو شاخدار نمی دونین، بعله، تقصیری هم ندارین ایشون که گوینده ی باشگاه تعطیلاتن یه بار اومدن توی باشگاه که ببینن چه خبره؟ می دونین مدت حضور ادمین توی سایت چند دقیقه است؟ کمتر از ۲۰ دقیقه (قبلا ۱۳ دقیقه بود، لطف کرد اومد یکی از بچه ها رو حذف کرد و رفت، حالا شده ۱۶دقیقه) اگه من دیر میجنبیدم که باشگاه تعطیلات واقعا تعطیل میشد، حالا نمی خوام منم منم کنم، ولی سر این باشگاه من خیلی حرص خوردم اینا همه اش دروغه، فحشه، بی احترامیه، شما چرا طرف اونارو میگیرین؟ حالا اگه مشکلتون با این حرفای من حل نشد، بیاین توی خود باشگاه اونجا در موردش حرف می زنیم توپ پر ۳: بعله، شاهین شرافتی گناهی نداره، فقط مثل بلبل خوش صدا میاد یه سری حرف ها رو طوطی وار می زنه و میره، کاری نداره تو باشگاه چی میگذره، اینا یه سایت درست کردن که بگن بعله، ما هم هستیم سر دبیر که شوته خفن، روز اول به رفیقم گفته بود اسم سایت رو بذار bcj، نامه هم فرستاده بود، بعد که رفیقم سایت رو طراحی کرد زنگ زد گفت: آقا bcj نیست btj درسته، دوستمم هر دو رو ثبت کرد، اگه توجه می کردین گاهی اوقات آدرس بین این دو تا تغییر می کرد، به دوستم گفتم و درستش کرد توپ پر جان، اینا همشون شوتن، شما زیاد خودشو ناراحت نکن گفتم اگه حرفی داری برو تو باشگاه، اینجا جاش نیست، نمی خوام وبلاگمو با این چیزا آلوده کنم سلام بچه ها، خوبین؟ عید همتون مبارک شرمنده اگه آیتم های دو هفته قبل و هفته ی قبل رو نذاشتم، مشکلاته دیگه، تو ایران هم که زندگی می کنیم، دیگه هیچی، تلفنمون هی قطع و وصل میشه، بخاطر همین معلوم نیست کی بتونم بیام و کی نتونم بیام خوب برج مراقبت هم که مثل شباشب منهدم شد، البته از اون لحاظ، دوباره نیاین بگین دارین توهین می کنین و ... شاهین شرافتی هم که داره مثل سجاد همه گیر میشه دروغاش توی باشگاه تعطیلات واقعا شاخداره(بچه هایی که توی باشگاه تعطیلات عضون می دونن من چی میگم) بریم سراغ خودانتقادی در مورد قالب وبلاگ، باشه، عوضش می کنم، ولی شلوغ پلوغش نمی کنم، چون سرعت میاد پایین و بازدید کننده خسته میشه و صفحه رو می بنده و دیگه هیچ وقت پشت سرشو نگاه نمیکنه، اگه پیشنهادی برای قالب دارین بگین، رنگش، عکس پس زمینه اش، هر چی که به نظرتون میرسه بگین یه سری امکانات هم به وبلاگ اضافه می کنم، اگه بشه یه چت روم میذارم تا با هم توش چت کنین در مورد عکس، پیشنهاد خوبیه، ولی قرار نیست که همه ی این کارهارو من بکنم، چرا خودتون شروع نمی کنین؟ گیریم من مردم، وب رو تعطیل می کنین؟ اگه توی اپلود مشکل دارین بگین تا یه آموزش هم برای اون بذارم کوله پشتی جان، همه می تونن صداشونو واسه رادیو آفلاین بذارن، ممنون میشیم اگه شما هم این لطف رو بکنین و صداتونو رای بچه بذارین حالا جواب بعضی کامنت ها: نفس ا کرمانشاه منم کلی در مورد بیو گرافی ایشون گشتم، ولی چیزی پیدا نکردم، حالابازم سعیم رو می کنم، اگه پیدا کردم توی همین وب میذارم کوله پشتی جوابتونو که دادم، بعله می تونین، چرا نتونین؟ با همین رادیو آفلاین می تونین بدون تست مشکلاتتونو متوجه بشین میترا نمیشه، چون مردم که علم غیب ندارن توی وبلاگ یه همچین امکانی هست، برای خودمم مشکل سازه، ولی با یه کلیک ساده مشکلم حل میشه، وقتی وب رو باز می کنین روی stop مدیا پلیر کلیک کنین تا دیگه پخش نشه، مدل گوشیتونو نمی دونم، اگه مدلشو بگین می تونم کمکتون کنم حانیه چشم، اینم آدرس دانلود آیتم های برج مراقبت آبجی زهرا (از سر بیکاری) صداتو بذار، دیگه یه گوشیه گوشکوب دو صهر که داری، با همون ضبط کن و برامون بفرست سمانه آره، پیچک ضعیف شده، سجاد هم دیگه برای اجرا نمیاد، احتمالا پست های قبلیمونو خونده و دپ شده hastam خوشحال میشیم به جمع ما بپیوندی پرشه(دختر ایرانی) بابا تو همون پست گذاشتم دیگه، اون لینک اولی همون شب بخیر لندهوره آیتم های قبلی رو کلا میذارم اینجا، دیگه ببخشید دیر شد
شب نوشت 1: با اجازه... در راستای برج مراقبت: این هفته که گذشت اشکان و طوفان با هم اومدن برج... برنامه خیلی خوب بود... ولی انگار همون مشکل همیشگی واسه اجرای مشترکشون تو گروه ورزش و تفریحات هست... احتمالا از این هفته طوفان میاد البته بدون اشکان. و شاید باز هم با شاهین...! امضا:zss شب نوشت ۲:سعید(ارشمیدس) zss جان شب نوشت رو بد جا گذاشته بودی سه تا خبر دارم خبر ۱: اینجا بارون اومده و خطوط تلفنمون خیس شده و سرعت اینترنت به شدت کاهش پیدا کرده، بخاطر همین این هفته نمی تونم آیتم های شباشب رو بذارم(الان امتحان میک نم اگه شد مخلصتونم هستم) خبر ۲: من فردا میرم شمال، شنبه برم می گردم، بخاطر همین نیم تونم شباشب رو ضبط کنم، پس دیگه با خودتونه، گوش کنین، وگرنه از آیتم هاش خبری نیست خبر ۳: یه وبلاگی(آدرسش الان یادم نیست) برنامه ی برج مراقبت رو برای دانلود میذاره، پس من دیگه دوباره کاری نمی کنم، شما برین از اونجا دانلود کنین، آدرسش رو میذارم خبر دیگه ای نیست، یه خبر هست ولی قطعی نیست، یه کپچر خریدم که رادیو داره، اگه درست کار کنه از این به بعد تمام برنامه های رادیو جوان رو ضبط می کنم و آیتم های درخواستی میذارم، که این خیلی به ضررمه، ولی برای آسایش شما من از خودم هم میگذرم راستی، توی باشگاه تعطیلات جوان عضو شین، این ۱۰۰ بار فقط گاهی اوقات به یه مشکلی بر می خوره، مثلا توی سایت وارد شدین، ولی وقتی به صفحه رو باز می کنین میگه شما عضو نیستین، این بخاطر سهل انگاریه تهیه کننده باشگاه تعطیلات جوانه یکی از دوستام طراح سایت بود، گفت اول بهش گفتن که آدرس سایت bcj باشه، بعد گفتن bcj نیست، btj درسته، دوستمم هر دو رو ثبت کرد، اگه به همچین مشکلی برخوردین کافیه توی آدرس بار، به جای c بنویسین t، بعد اینتر رو بزنین، همه چی درست میشه شب نوشت ۱: من همینجا خبر یک رو تکذیب می کنم
شب نوشت ۲: پس شباشب این هفته شد به پای خودتون، شرمنده شب نوشت ۳: پرشه(دختر ایرانی) اینم دانلود شب بخیر لندهور (روش کلیک کن) شب نوشت ۴: دوستان عزیز، جریان چیه؟ میاین دانلود می کنین میرین؟ نظر نمیذارین؟ سعی کنین نظر بذارین، وگرنه.... به به به به وبلاگ چه شلوغ شده، خودم هنوز پست ها رو نخوندم شرمنده، هنوز هم نتونستم جواب کامنتاتونو بدم شرمنده اینم آیتم ها
دانلود شوخی با خواننده ها - مقایسه
دانلود میکروفون مخفی - تازه به دوران رسیده شب نوشت ۱: این هفته گربه سانان نداشتیم، به لطف خدا داره حذف میشه شب نوشت ۲: الباقی شب نوشت ها یا بعدا، یا بقیه نویسنده ها بعدا میذارن شب نوشت ۳: یادم رفت، آهنگ نام فوتبالیست ها رو قبلا بچه ها گذاشتن، اینم لینکش شب نوشت ۴: اینم یادم رفت، به سه پست پایینی دقت کنین شب نوشت ۵: ستایش، اینم برای شما روی اون وسطی که با فلش نشونش دادم کلیک کنین تا دانلود بشه، اون بالایی هم مدت زمان فایله اگه مشکلی بود بازم بگین شب نوشت6: (zss) خبری از برج مراقبت...البته با تاخیر. متاسفانه اقای مرادیان اعلام کردن که تا حداقل طوفان و اشکان ودر برنامه نداریم.البته یک نظر سنجی ام تو سایت کردن که چه مجریی واسه این چند هفته بذارن... علت عدم حضورشونم اشکان صادقی تو وبلاگش گفته... فقط میتونم بگم امیدوارم بعد 1 ماه برگردن. برنامه ی هفته ی قبل خوب بود، یخورده شاد گشتیم، بهتره بین آیتم ها به جای اینکه فقط حرف بزنن یخورده نمایش اجرا کنن تا دل مردم شاد بشه اینم آیتم ها
شب نوشت ۱: او من شرمنده ات شدم، از این به بعد نمی تونم آپارات رو ضبط کنم، چون پنج شنبه ها از ساعت ۲:۳۰ تا ۵ کلاس تئاتر دارم، دیگه شرمنده، اگه تونستم یه کاریش می کنم، از آپارات هفته ی قبل بگو چیش رو می خوای تا برات بذارم شب نوشت ۲: ببینین کار تئاتر به کجا کشیده که منم دارم واردش میشم، البته هنوز قطعی نیست، بیشتر بخاطر نمایشنامه نویسی و کارگردانی رفتم تو گروه شب نوشت ۳: جواب کامنت ها رو هم میدم، از کارتم زیاد نمونده، شرمنده، گرچه هیچ کامنتی نیست، فقط دوستای خودمونین که کامنت میذارن شب نوشت ۴: الباقی شب نوشت ها بر عهده ی سایر همکارانم شب نوشت ۵: (آیگین).سلام.آدرس وبلاگ برج مراقبت: به گفته ی دوستان قراره امشب آهنگ فراجیل اشکان صادقی از یک صبد ترانه پخش بشه.حتما بگوشینش.فعلا. شب نوشت ۶:سعید(ارشمیدس) شباشب پرید شب نوشت ۷:سعید(ارشمیدس) ما را چه به بازیگری؟ من هر چی بشم بازیگر نمیشم، رفتم سر تمرین، یکی دو ساعت اول خوب بود، همه تمرین هارو خوب اجرا کردم، ولی وقتی نوبت حس گیری شد من ...م، گند زدم به تمام معنا، وقتی میگن بازیگری یکی از سخت ترین شغل های دنیاست راست میگن، خلاصه اینکه من کشیدم کنار، اما رفیقم(که کارگردانه کاره) میگه بمون یه نقش ساده برات پیدا می کنم، خلاصه اینکه الان مطمئن شدم به درد بازیگری نمی خورم شب نوشت ۸: سعید(ارشمیدس) بازم بابت شباشب شرمنده، تا دو ساعت عذاب وجدان داشتم اینم دانلودش
شب نوشت ۱: nafas، چشم حتما آموزشش رو براتون میذارم، ولی یخورده طول میکشه، شرمنده شب نوشت ۲: او، کلاس پنج شنبه ام رو حذف کردم، فقط بخاطر آپارات، از این به بعد براتون ضبطش می کنم شب نوشت ۳: الباقی شب نوشت ها بعدا شرمنده بابت تاخیرات حالتون که خوبه؟ انشاالله همتون خوب باشین دارم آیتم هارو آپلود می کنم، بخاطر همین اینجا جواب کامنت هارو می دم و یخورده در مورد آپارات حرف می زنیم nafas: شما لطف داری، اعتیادش که زیاد نیست؟ قابل ترکه؟ پس فردا نیان به جرم معتاد کردن جوون مردم ببرنمون همونجا که عرب نی لبک زد؟ شما خودشو کنترل کن، کسی آدرس ایمیلشو نداره، حتما، اصلا خودم برای خودم میذارم تا خوابم نبره، تازه برای شبای امتحان هم خوبه(لالایی آخر برنامه)، دنده معکوس پخش نشد، نمی دونم چرا، شاید برنامه گردشیه، هر هفته یه برنامه، نمی دونم، اما روی موج ما بمون هم قشنگه سحر: شما هم خسته نباشین نازنین: باور کنین، تو برنامه ی آپارات که با طوفان اجرا شد گفت که پنج شنبه ها و جمعه ها ساعت ۱۰ تا ۱۱ یه برنامه که هنوز اسمش معلوم نیست قراره به صورت دو نفره اجرا بشه(اشکان و طوفان) کافه رادیو..رادیو جوان: شرمنده اینجا جوابتو دادم، گفته بودی خصوصی بذار، ولی وبت باز نشد، در دست تعمیر بود، اول باید بگی تو کدوم سایت داری آپلود می کنی؟ اگه توی پرشین گیگ آپلود می کنی اینو باید بدونی که فایل های بالای ۱۵ مگابایت آپلود نمیشه، اول بگو توی کدوم سایت بعد بگو چه پیغامی میده، چی میشه، توضیح بهتر بدی بهتر می تونم کمکت کنم غزال: به به، انشاالله به سلامتی، شما کجا برین؟ تازه داشتیم باهم آشنا میشدیم، شما هم با ترلان بیاین اینجا خوشحال میشیم شیوا: صبر می کردی برات میذاشتم، دیگه نیازی نبود بیای اینجا التماس کنی ............: پرند جوابتونو داد، من چیزی نمی گم، البته حرفی ندارم بزنم او: به به، سلام، چطورین؟ بنده نوازی کردین، آپارت رو که ضبط می کنم، وای چیش رو بذارم؟ بخوام بذارم میمیرم، حجمش خیلی بالاست، منم اینترنتم دایل آپه، بگو کدوم آیتم هاش رو می خوای، بگو برات بذارم هیلا، شکوفه، پرند، ............: اشکان صادقی یه آدمه مثل بقیه، خوبی داره، بدی داره، نقطه ی ضعف و قوت داره، ما چند بار گفتیم، اینجا وبلاگ طرفدارای اشکان صادقی نیست، چون من به شخصه از این کارا متنفرم، اینجا دور هم جمع شدیم تا در مورد رادیو حرف بزنیم، صحبت در مورد خصوصیات اشکان کجای رادیو رو تقویت یا تضعیف می کنه؟ من به عنوان یه شنونده صدای اشکان رو دوست دارم، کاری ندارم چه آدمیه یا ...، ولی پرند به یه نکته ی خوبی اشاره کرد، اینکه جلوی سردمداران رادیو واکنش نشون داد و اعتراض کرد، بماند، ولی هرکدومتون تو یه نکته حقیقت رو گفتین، ولی خواهشا تمومش کنید، اگه می خواین منطقی و جدی در این مورد بحث کنین بگین تا یه پست رو به همین اختصاص بدیم، شاید بتونیم یه مشکلی رو حل کنیم حانیه: چه عجب، اومدی، آره دیگه، همینه کاریش نمیشه کرد، فکر نکنم کسی برنامه های اول روشنارو داشته باشه، از ندا خواهش کردم بیاد با ما کار کنه، ولی مثل اینکه دوست نداره خوب، یه چند دقیقه ای هست که برنامه شروع شده یخورده در مورد موضوع آپارات بحث کنیم و بریم سراغ آیتم ها موضوعش که در مورد دفاع مقدس بود، از افق تا اخراجی ها، بعضی صحبت هاشون خوب بود، بعضی هاشونم یخورده کلیشه ای شده بود اول یه چیزی در مورد این شهدا و جانبازان بگم، من یه جورایی مخالفم با اینکه همه ی از دنیا رفتگان توی ۸ سال دفاع مقدس رو شهید و جانباز برحق بنامیم اینایی که میگم روایاتی از کسانی که بیشتر از ۵ سال تو.ی جبهه بودن و الان دارن جون می کنن تا خرج زندگیشونو در بیارن حالا چرا مخالفم، چون بعضی از کسایی که میرفتن جبهه به جای اینکه به فکر دفاع از ایران باشن به فکر عیش و نوش خودشون بودن، عراقی ها اکثرا توی سنگرهاشون تریـ اک و مشر وب و گهگاه خانم های متشخص داشتن، وقتی ایرانی ها حمله می کردن و عراقی هارو می کشتن میرفتن توی سنگرهاشون، یکی از همین افراد که از جنگ سالم برگشته بود تعریف می کرد: عراقی ها رو زدیم ترکوندیم و با چند تا از بچه ها رفتیم برای چک کردن سنگرها، رفتیم دیدم به به، کلی مواد توی این سنگره، بعضی ها غذاهارو بردن و دو سه نفر هم افتادن روی منقـ ل، گفتم بریم خطرناکه، گوش نکردن و فقط کشیدن، همه رفتیم و اینا گفتن ما میایم، بعد از چند دقیقه یه خمپاره خورد تو سنگر و هر دو شون مردن خوب حالا بعدا که جنازه ی این دوستان رو میارن بیرون میگن اینا شهیدن، حالا این یه مثال کوچیک بود، خطرناکاش رو نمیگم امیدوارم وبلاگ رو بخاطر این حقیقت نبندن بعد اینکه اخراجی ها داره حقیقت رو میگه، چرا بعضی هامون باهاش مخالفیم؟ یکی از دوستام تیکه ای از اخراجی های ۳ رو از یه جای گیر آورده بود، دیدم، کلی خندیدیم، عمرا این تیکه هاش رو جایی پخش کنن، بایرام عکس های هایـ ده و حمـ یرا و مهـ ستی رو چسبونده به کمدش و به گزارشگر نشون میده، بیژن می افته توی خونه و بر اثر تزریق های دارویی بخاطر شیمیایی شدنش معتاد نامیده میشه، امیر دودو هم میره توی یه رستوران و به عنوان عروسک تبلیغاتی کار می کنه، اما حاجی گرینوف مدیر یه شرکت میشه و کلی پول پارو می کنه بازم بماند یه تیکه تو شباشب هفته ی قبل قشنگ بود، همون که آهنگ های قدیمی مدرسه هارو گذاشته بود و هی در مورد زیگیل حرف می زدن اینم آیتمش
. شب نوشت ۱: خدا پدر مادر اون کسی که این آهنگ نام فوتبالیست ها رو خونده بیامرزه، اگه این آهنگ رو نمی خوند که اینا می مردن شب نوشت ۲: موضوع برنامه در مورد اول مهر بود، من که اون موقع ها یه جورایی مشتاق مدرسه بودم، ولی باز برام سخت بود که برم مدرسه، مخصوصا بیدار شدن های صبحش شب نوشت ۳: بقیه شب نوشت ها در ادامه به به، چه خبره روز اول که این وبلاگ رو ساختم فکر میکردم هیچکس بهش سر نمیزنه و بعد مدتی در نهایت ضایعگی مجبور میشم حذفش کنم، ولی الان میبینم شکر خدا با لطف دوستان سروسامونی گرفته، واقعا ممنونم باز رسیدیم به همون بحث قدیمی و همیشگی، کیفیت برنامه ی شباشب بذارین از اول یه مروری بندازیم ببینیم چی شد که اینجوری شد روشنا تموم شد، تو برنامه ی آخر گفتن به جای روشنا برنامه ای ساخته میشه به نام شباشب، زمانش هم میشه چهارشنبه شب ها، روشنا تموم شد، شباشب شروع شد، شب اول عالی بود، کلی خوشحال و خندان، شب دوم همراه بود با شهادت اما موسی کاظم، بازم مشکلی نبود، برنامه رو گوش دادیم شب سوم یه تغییراتی تو برنامه ایجاد شد، طوفان نیومد، سجاد و اشکان برنامه رو اجرا کردن، بد نبود، راضی بودیم شب چهارم، طوفان بود اشکان نبود ولی سجاد همچنان بود، بازم بد نبود، ساختیم شب پنجم هم همچنان، سجاد بود و طوفان، ولی ایندفعه دیگه معلوم شد چرا اشکان نمیاد(فکر کنم) یکی از مسئولین بهش توهین کرده بود، ما هم چون عادت کرده بودیم به صدای طوفان و اشکان در کنار همدیگه بخاطر همین ناراحت شدیم و اعتراض کردیم، شب ششم، زدن کلا از بیخ و بن برنامه ی مورد علاقه ی طرفداران روشنا رو نابود کردن، یه برنامه ی جدید شد، با مجریان جدید، خوب کاملا طبیعی بود که شنونده ها اعتراض کنن و برنامه رو تحریم کنن و گوش نکنن شب هفتم به بعد دیگه فقط سجاد بود و حسن مشکل همچنان بود، هممون خواستار این بودیم که اشکان و طوفان برگردن، که دیدیم نشد، من که بیخیال شدم، گاهی اوقات برنامه رو گوش می کردم و آیتم هاشو می شنفتم مشکلمون با سجاد از کجا شروع شد؟ از اونجا که آیتم گربه سانان رو اجرا کرد، من که صداش رو شنیدم واقعا .... شدم(بخوانید چهار نقطه)، بعدش شد صدای سجاد توی برنامه های زنده، بعضی هامون عقیدمون این بود که صدای سجاد مناسب برنامه های زنده نبود، خوب چیکار میشد کرد؟ بالاخره هر کسی از یه نقطه ای آغاز می کنه، سجاد هم می تونه آغاز کنه بیشتر از این می سوختیم که تو برنامه هیچی از رفتن دو مجری قبلی نمی گفتن، حداقل دلیلش رو می گفتن تا شنونده ها بفهمن کی به کیه و چند چنده از همینجا شروع شد، هممون از حرص اینکه این دو نفر نشستن جای دو نفر دیگه هی پشت سر هم غر می زدیم و ایراد می گرفتیم( این امر کاملا طبیعیه، خرده نگیرین) منم همچنان ایراد میگیرم، و فکر می کنم بهتره آیتم گربه سانان رو حذف کنن، کلا، یا فقط تیتر اولش رو بذارن و تیتر پایانش رو (توش چیزی نگن) در کل مشکلاتمون این بود: 1- رفتن اشکان 2- رفتن طوفان 3- صدای سجاد توی آیتم گربه سانان 4- نگفتن حقیقت توی برنامه به نظر من، خود من، شخص بنده، اگه توی برنامه می گفتن که جناب اشکان به دلایل شخصی(حالا نمیگیم توهین) از برنامه خداحافظی کردن و زین پس آقای شهرابی جای ایشون برنامه رو اجرا می کنن، برای طوفان هم اینو می گفتن: به دلیل مشغله ی کاری و ز-ذ-ظ-ض-ی-غ-ق وقت نمی تونن برنامه رو اجرا کنن و به جای ایشون مجری خوبمون آقای اسماعیل پور برنامه رو اجرا می کنن من به شخصه، با شنیدن این خبر یه آه می کشیدم و می گتم: حیف شد، زوج خوبی بودن، بعد برنامه رو گوش می کردم و سعی می کردم بهشون عادت کنم ولی، وقتی دارن یه چیزی رو با زور فرو می کنن توی پاچه ات(با عرض و طول پوزش) من که به هیچ عنوان راضی نمیشم برنامه رو گوش کنم فقط و فقط بخاطر بچه ها و کسایی که نمیرسن برنامه رو گوش کنن برنامه رو ضبط می کنم و گاهی گوش می کنم آقا جان، خانم عزیز، ما فقط حقیقت رو می خواستیم، این حق ما نیست که خر فرض نشیم؟ با ما مثل انسان برخورد کنن؟ نمی دونم تونستم منظرمو برسونم یا نه شباشب کی شروع شد؟ خوب شد واسه برنامه های رادیو یادآور گذاشتم، وگرنه می گرفتم می خوابیدم و آیتم ها ... من فکر کردم فردا شروع میشه، پس آیتم های برنامه رو کلا اینجا میذارم، دیگه ببخشید شب نوشت 1: دنده معکوس جمعه ها ساعت ۱۷:۰0 پخش میشه، البته گاهی پخش نمیشد، دلیلش رو نمی دونم منه .... نشستم دو ساعت لیست برنامه ی رادیو جوان رو نوشتم که چی؟ که اگه می خواین بدونین چه برنامه ای کی شروع میشه راحت بتونین پیداش کنین شب نوشت 2: اینا هم خودشونو پاره کردن با این موسیقی فوتبالی شب نوشت 3: آهنگ آخر شباشب که همون لالایی باشه رو گذاشتم واسه دانلود، اما دوباره میذارم، راستی، هفته ی قبل انقدر خوابم میومد فقط رادیو رو گذاشتم کنار میکروفون و خوابیدم رو تخت، یهو شنیدم یه صدای نتراشیده و نخراشیده ای میاد، از خواب پریدم، گوشامو تیز کردم، یهو صدای این لالایی آخر برنامه رو شنیدم، من نمی دونم این لالایی برای خواب کردنه یا خواب پروندن؟ بهتره این لالایی رو اول برنامه پخش کنن تا خواب همه بپره شب نوش 4: در مورد این نظر که نسبتش میدن به سجاد، اولا عمرا نظر سجاد نیست، چون اگه بود حتما خصوصی میداد، من مطمئنم نظر یکی از خواننده های وبلاگه که از اول با اعتراضات ما مخالف بود، جوابشم که تو پست آیگین دادم(آیگین جدا شرمنده ام، حلال کن) شب نوشت 5: غزاله آرین، مثل اینکه یخورده با هم دچار اختلالات شدیم، شما به این دو خطی که از طرف سجاد گذاشتن میگی جواب؟ ما چند نفر نماینده ی خیلی از اونایی هستیم که به برنامه زنگ می زنن و sms میدن و اعتراض می کنن ولی به دلیل وجود دموکرا سیه موجود در کش ور هیچ جوابی نمیگیرن؛ خیلی دوست دارم بدونم که چرا اینقدر از سجاد طرفداری می کنین، من که اون بالا گفتم، مشکلم با سجاد فقط سر آیتم گربه سانانه، پس چرا با حسن مشکلی ندارم؟ بماند، جواب کامنت اولت تو خط های بالایی هست، منم نمی دونم چرا شما گیر دادین به کره و آلمان، ما همین الان داریم دیکتا تـ وری رو همینجا تجربه می کنیم، خواهشا دیگه بحث اشکان رو ول کنین، اون خودش عقل و شعور داره و می تونه برای خودش تصمیم بگیره که تو چه برنامه ای اجرا داشته باشه و تو چه برنامه ای اجرا نداشته باشه، ماها فقط باید گوش کنیم، اعتراض وارد نیست(البته فقط اینجا) آدم ها خیلی والاترن که یکی دیگه بخواد در موردشون نظر بده؟ طبق گفته ی شما همه از هم والاترن پس کلا هیچ نظری نمیشه داد، شما هم لطف کن در مورد ما نظر نده، ما کسی رو کوبوندیم؟ اگه به این صحبت های ما میگی کوبوندن پس معلومه کوبوندن ندیدی، می خوای کوبوندن رو نشونت بدم؟ دقیقا مثل تصویره دیزیه بعد از اینکه ضربات مهلک گوشتکوب رو تحمل می کنه، جدا؟ مدیر داره؟ چه خوب، نمی دونستم، ممنون مطلعم کردین، اگه نمی تونن راضی نگه دارن بهتره جمعش کنن، جواب بقیه سخنانتون توی خط های بالایی هست شب نوشت 6: انگشتام کف کرد، یادم رفت، آموزش گذاشتن لینک آهنگ توی وبلاگ، البته باید مشخص کرد که منظورتون چیه؟ می خواین لینک آهنگ بذارین برای دانلود، یا می خواین یه آهنگ تو بکگراند وبلاگتون اجرا بشه یا مثل وبلاگ توی پست هاتون یه باکس موزیک بذارین؟ مشخصش کنین تا آموزشش رو بذارم. شب نوشت۷: (آیگین).سلام به همگی.دوستان من از شنبه دیگه خیلی کم میتونم بیام اینجا.خودتون که میدونید درس و مشق و آزمون و..خلاصه اگه خوبی بدی از ما دیدین حلال کنید آقا سعید شما هم منو حلال کنید.میخواستم یه پست جدا بذارم دیدم واسه ۲تا کلمه ارزش نداره. بازم ببخشید.جمیعا پیشاپیش خداحافظ.
شب نوشت نداریم، لطفا مزاحم نشوید، حتی شما شنونده ی عزیز
شب نوشت ۱ : اون ۵ نفری که به گربه سانان رای دادن انگیزشون چی بوده؟ صدای گوریل مانند سجاد؟ شب نوشت ۲: غزاله خانوم شما خودشو ناراحت نکن، هر کسی کار خودش بار خودش آتیش به اموال خودش شب نوشت ۳: والله به خدا آلرژی گرفتیم از بس صدای ایشون رو شنیدیم، دو تا آیتم داشتی همونو اجرا می کردی دیگه، کنترات برداشتی؟ باشه قبول، ایشون گوینده ی خوب، خوش صدا، ولی آیتم گربه سانان اصلا به ایشون نمی خوره، خوب چیکار کنیم؟ شکوایه نوشتیم به روی مبارکشون نیاوردن، خوب ما داریم این برنامه رو گوش میدیم، نباید به حرف های شنونده ها گوش بدن؟ شب نوشت ۴: موفق باشین طبق معمول (جدید) باز برنامه بدون اشکان و طوفان اجرا شد، خوب من فقط ضبطش کردم و گه گاه بهش گوش سپردم داشتیم با پسر خاله ام حکم و ۲۱ بازی می کردیم خوب این آیتم درگذشت رو گوش کنین تا روزای بعد بقیه رو بذارم
شب نوشت ۱ : یه پیشنهاد، می گم وب رو گسترده کنیم و توش در مورد برنامه های مورد علاقمون بنویسیم، چطوره؟ اینطوری وبلاگ چند منظوره میشه و مختص شباشب نمیشه، موافقید؟ شب نوشت ۲: بیاید عضو بشید و درباره ی برنامه ی مورد علاقتون بنویسید و آیتم هاشو بذارید، بشتابید شب نوشت ۳: پریسا خانوم، تو قسمت های مصرف من آیتم هارو می نوشتم، اگه بخواین می ذارم اولیش در گذشته
برم بعدیا رو بذارم تاریخ، دوستان همیشه حقایق رو بر ملا کرده، هیچی از تیر رس تاریخ در امان نیست، حتی قبل از اینکه خط اختراع بشه نوشتن که تاریخ، عین دوربین تلویزیون میمونه بی رحمه خیلی همه چیز رو ثبت و ضبط می کنه و برای آیندگان به نمایش میذاره، گفتم نمایش یاد خانواده افتادم، اولین خانواده ای که در تاریخ بوجود اومدن بر می گرده به عصر یخبندان که بنیان خانوادشون خیلی دووم نیاورد چون از سرما از بین رفتن، بخاطر همین از بعد از دوران مشروطه لایحه ی تزریق گرما به کانون خانواده در دستور کار مجلس ملی قرار گرفت، سناتور ناظم الاطبای جنوبی، نماینده ی شهر مسکو در مجلس سنا میگه که تصویب این لایحه خیلی کار سختی بود چون احمد شاه با گرم شدن کانون خانواده های خیلی مخالف بود، ولی با فشاری که عشق علی خان صعب العبور صدر اعظم نادر شاه قاجار به احمد شاه آورد این لایحه تصویب شد و خانواده ها کانونشون گرم شد خیلی، بعد ها هم احمد شاه، یه وجب بچه، آخر سر زهر خودشو ریخت دستور داد عشق علی خان صعب العبور رو به قتل رسوندن، بعد از قتل عشق علی خان کانون خانواده ها دوباره سرد شد، بخاطر همین مردم جلوی مجلس تحصن کردن و به مجلس فشار آوردن، احمد شاه هم بخاطر اینکه مردم رو آروم کنه دستور داد قاتل عشق علی خان رو بکشن، این بچه اینقدر عقلش نمی رسید که اشتباه رو با اشتباه نباید جبران کرد، تقصیری هم نداشت، یه مشاور احمقی داشت به نام میرزا جعفر بلاتکلیف که حرف اونو گوش می کرد، همین میرزا جعفر بلاتکلیف بعد ها در یادداشت های خودش میگه که احمد شاه خیلی ساده بود، ببو بود بنده خدا، خوب بچه هم بود نمی فهمید که، 12 سالش بود، خودش می دونست که من بلاتکلیفم ولی حرف منو گوش می کرد، من خودم تکلیفم مشخص نبود اونوقت تکلیف مملکت دست من بود، خیلی جالبه این یادداشت های میرزا جعفر بلاتکلیف که بعدها بعد از قتل احمد شاه اینارو می نویسه اینو نوشته بوده بعدها منتشر می کنه، اما بعد از این اتفاقات که اوج بلاتکلیفی سلسله ی قاجار بود، میرزا محمد خان کلافه از این اوضاع خسته شد، و در مقابل احمد شاه قد علم کرد، که یکساعت بیشتر نتونست قد علم کنه، چون کشتنش منبع: کتاب گرمای خانواده در مشروطه، نوشته ی امیر هوشنگ خشی تریل ، با مقدمه ی رودابه ی کعب الحبار، خواهر اجنه مارنگ خشنود که میشناسینش، خیلی معروف بوده در اون زمان اینجا هم می تونید گوش بدین
در تاریخ ایران چه اتفاقاتی افتاده؟ مرور تاریخ با درگذشت تاریخ را با ما ورق بزنید اینم آیتم بعدیه درگذشت هرودوت پدر علم تاریخ می گه که، همونطور که تاریخ انسان سازی می کنه، انسان هم تاریخ سازی می کنه، و این یک رابطه ی دو طرفه است امشب داشتم پیاده از کرج می اومدم تهران، وقتی این حجمه ی ماشین هارو دیدم پیش خودم گفتم واقعا اینا چقدر انرژی مصرف می کنن، همینطور که داشتم می رفتم یهو دیدم تصادفا یه کتابی توی دستمه به نام مصرف بعد از مشروطه، توی این کتاب نوشته بود در دوران بعد از مشروطه ایرانی ها در حمل و نقل عمومی مصرف انرژیشون صفر بوده، چرا که از قاطر استفاده می کردند، در اسنادی که از سفارت انگلیس بدست میاد که یکی از کارگزاران سفارت اونارو جمع کرده بوده، نوشته بوده که، کابینه ی قوام السلطنه خیلی کابینه ی پر مصرفی بودند، ریخت و پاششون زیاد بوده، ولی از اون طرف خیلی هم بی مصرف بودن و هیچ کار مثبتی نمی کردن، از اونطرف میرزا قاسم خان اورنگی مشاور ارشد سناتور بن لوس کُنی می گه، همین انگلیسی ها بعد از حمله ی اسکندر مقدونی در سال 1353 هجری شمسی وقتی می خواستن از ایران برن، 60 تن، 60تن، داراییشون رو از ایران می برن، اونوقت اینا به اونا می گفتن پر مصرف، خیلی جالبه دیگ به دیگ می گه روت سیاه، اما بعد ها که اینا از ایران رفتن، کیانِ حقیقت ناصری که مسئول بردن اهالی سفارت به خارج از کشور بود، می گه این کاروان روی هم 812 نفر بودند، متشکل از 406 تا مرد، و 406 تا زن، من نمی دونم اینا چجوری توی سفارت جا می شدند، اونموقع این همه آدم؛ جالبه، در سال 1375 هم، (هجری شمسی)، زمان مظفرالدین شاه قاجار پادشاه اشکانی یه اتفاقی شبیه این افتاد که بعد ها اجنه مارنگ خوشنود یه سری از اسناد رو، رو می کنه که معلوم میشه اتفاقش شبیه این نبوده؛ اما اولین کسی که در ایران مصرف کرد شخصی بود به نام عصمت الملوک میر مجلسی وزیر تمیزیه ی وقت، یعنی همون وزیر بهداشت سابق، که در سال 1291 آب مصرفی منطقه ی توران رو غیر بهداشتی اعلام کرد، ولی وزیر قدرتیه، یعنی وزیر نیرویِ اونموقع تکذیب می کنه و همه دوباره آب می خورن منبع: همون کتابی که یهو تو دستاش پیدا شد شب نوشت ۱: دوستان عزیز ممنون از ابراز نظراتون، چشم می شینم می نویسم، ولی خوب احتمال برگشت کمه، ولی حداقل ما تلاشمون رو می کنیم شب نوشت ۲: حالا مگه طرف چی گفته؟ نکنه اشکان خان مثل زیدان با کله رفته تو سینه ی اون یارو(اسمش چی بود) شب نوشت ۳: استاد محمد نوری، آوای ایران، در گذشت، خدایش بیامرزاد، روحش شاد، صدایش ماندگار ببینیم چی میشه بدرود تا درودی دگر اینم قسمت دومش تی اس اریود در کتاب شیار تاریخ در ورطه ی اضمحلال گفته: تاریخ یه روزی دست آدم هارو رو می کنه اولین شادی تاریخ بر می گرده به زمان پارت ها، پارت ها آریایی هایی بودن که از سیبری اومدن به فلات ایران و سکنی گزیدن سر دسته ی پارت ها در بدو ورود به ایران در جنگل های مازندران یک ببر مازندران شکار کرد و شادی کرد البته این حرکت سردسته ی پارت ها در مقابل جنایتی که ظل (ذل) السلطان پسر ناصرالدین شاه کرد اصلا به حساب نمیاد این آدم بی ملاحظه عصر ها بعد اینکه از خواب پا میشد خدم و حشم رو راه می انداخت و از جاده ی چالوس بلند میشد می رفت شمال و ببر مازندران شکار می کرد البته این رواج 37 روز بیشتر طول نکشید چون 37 تا ببر مازندران بیشتر نبود و کلا ببر مازندران بعد از 37 روز کلا منقرض شد، خلاصه بیشترین کسی که در تاریخ شادی کرد همین ظل (ذل) السلطان بوده که 37 روز به صورت متوالی شادی کرد اطرافیان این شخصیت می گن که ( تو کتابا نوشتن) خیلی ازش می ترسیدن، خیلی بد اخلاق بوده و با پشت دست می زده تو دهن اطرافیانش، بخاطر همین هم خیلی اطرافیان نداشته همه ازش دور بودن اما آمیز تیرکمون سُنقری وقتی از فرنگ بر می گرده در سفر نامه ی خودش می نویسه من سرخوش تر از مردم فرنگ ندیدم، این ملت همینطوری بیخودی خوشحالن، بی دلیل، خجسته ترین ملت دنیا مردم فرنگن، اینو آمیز تیرکمون سُنقری وقتی که از فرنگ بر می گرده میگه، میگه همینجوری راه میرن تو خیابون می خندن، بی خودی واسه خودشون، هیچ دلیلی هم نداره، من هر چی جستجو کردم ببینم این ملت به چی می خندن هیچی متوجه نشدم، آخر سرم که دیدم متوجه نمیشم برگشتم اومدم به ایران منبع: کتاب 8900 صفحه ای "شادی از آغاز تا عصر معاصر" نوشته ی تاج الملوک غزلاج منش همسر بیست و ششم سلطان کامران سلجوقی سومین پادشاه سلسله ی اشکانیان اینم قسمت اول در گذشت، فقط متنش رو میذارم، اگه خواستین بگین فایل صوتیش رو هم بذارم جیمز موریه در کتاب خاطراتش میگه که سال 1281 که من به ایران اومدم مردم همه موبایل داشتن، در اون زمان عید ها که میشد مردم برای تبریک 120 میلیون پیامک به همدیگه میدادن این مرد که از نویسندگان عصر خودش هم هست میگه من متعجب مونده بودم که اینایی که دست مردمه چیه؟ در ادامه میگه سال ها بعد وقتی که من به اروپا برگشتم تلفن اختراع شد در یه قسمت دیگه از کتابش اشاره می کنه اولین پیامک توسط امیر هوشنگ خشی تریل نوه ی معضل سلطان دبیر دربار فتحعلی خان قاجار فرستاده شد که البته دلیوری ش هنوز نیومده اما اولین کسی که دلیوری پیامکش اومد میرزا قلی خان سبک مغز بود که رفیق گرمابه و گلستان امیر هوشنگ خشی تریل بود و به همین شخص هم پیامک داده بود، اما طولانی ترین پیامک بر میگرده به سال 1282 هجری شمسی که معضل سلطان برای میرزا قشم شموشکی می فرسته که در اون جزئیات نقشه ی حمله به هرات و صوفیه ذکر شده بوده که وقتی به هرات حمله می کنند معضل سلطان به دست هراتیان می افته و گوشیشو ازش میگیرن که البته در طی یک عمل غیر اخلاقی اینباکسش رو هم چک می کنن منابع: کتاب پیامک و تبعات نوشته اجنه مارنگ خشنود سال 1320 چاپ سنگی شده درگذشت، یا گذری بر تاریخ از ابتدا تا صفویه و از صفویه تا اکنون باحاله بعدا تکستشو می نویسم و میذارم
![]()
Я :ادامه مطلب: R
بعد من برنامه رو با همین جت آیدیو ضبط می کنم، اگه کمک کنی ممنون میشم
، پتروسم دیگه
، با بدبختی آپلود کردم، خیلی طول کشید، مثل اینکه گربه سانان حذف شده، شکر خدا
![]()
تقصیر من نیست تقصیره گوشیمه که زنگ نخورد، منم اصلا یادم نبود که شب پنج شنبه است و شباشب داره، با خیال راحت داشتم ریاضی۲ می خوندم، خلاصه اینکه این هفته از آیتم های شباشب خبری نیست، مرا عفو کنید![]()
![]()
.خلاصه دیگه پیشاپیش بای بای.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیگه متنش رو نمیذارم، فایل صوتیش کافیه دیگه![]()