رادیو - موج خاموش

ایستگاهی برای رادیو دوستان

توی جلسه ی اول راجع به نوع شروع و پایان یک اجراگفتم و چند نوع توضیح و مثال هم داشتیم که لزومی برای تکرار نیست.اما نکته ای که به شدت جای یاد آوری داره و به جرئت میتونم بگم باید هر جلسه یادآوریش کنیم اینه که برای خوندن یه متن باید محتوا و منظورشو بفهمیم تا با همون حسی که نویسنده داشته مینوشته،خونده بشه تا یه حس همدلی و تله پاتی خاص بین نویسنده،گوینده و شنونده برقرار بشه.این یه نکته ی اساسیه که من معتقدم اگه میخواید یه گوینده ی درست و حسابی از آب دربیاید و به عنوان یه گوینده ی اصیل مطرح بشید، این نکته رو برای خودتون بزرگ روی یه کاغذ با ماژیکای رنگی بنویسید و روی آینه و در یخچال و جاهایی که زیاد جلوی چشمتونه بچسبونید و دائما با خودتون مرورش کنید تا ملکه ی ذهنتون بشه.

و اما امشب:

وقتی میگیم همه چیزبه ذهن انسان وابسته س یعنی چی؟

یعنی به ذهن شما بستگی داره که چه برداشتی از یه مطلب دارین و زمانی که میخواید اجراش کنید اونطوری که خودتون درکش کردید مطرحش میکنید.

اگه خدا خواست و یه روزی وارد رادیو بشید،دیگه قرار نیست مث اینجا بین پنج تا ده دیقه اجرا داشته باشید.کمترین تایم(بر اساس کنداکتور جدید)یه ربع و بیشترین تایم دو ساعت و ویژه برنامه ها تا سه چار ساعتم هستن.بنابراین باید انقد قدرت داشته باشید که یه موضوعی که به دستتون سپرده شده تا حداکثر چهار ساعت هدایتش کنید.با نظرات مردم شوخی کنید یا تحلیلشون کنید.اگه جوّ برنامه طنزه پس باید انقد حرف و شوخی تو آستینت داشته باشی که بتونی چهار ساعت مردمو شاد کنی و اگه دلشون از هرجا پره،فراموش کنن و شارژ بشن.باید وقتی به اختیار خودتون دارید راجع به یه موضوعی بحث میکنید تا حد امکان و با توجه به میزان زمانی که در اختیار شماس جنبه های مختلف قضیه رو به میون بیارین و در حد یه بررسی کوتاه مطرحش کنید و بذارید شنونده راجع بهش فک کنه.خود من وقتی رادیو گوش میدم،هر مطلبی که خیلی کوتاه راجع بهش صحبت میشه یه سر تیتر ازش برمیدارم تا بعدا بهش فک کنم و برنامه رو هم از دست ندم.این کاریه که یه شنونده که هدف اصلیش از گوش دادن، یاد گرفتنه میکنه.

از اونجایی که قراره اینجا روی متون ادبی کار کنیم و بیشتر روی تقویت و هدایت حس گوینده کار کنیم(بعدها به اجراهای واقعی هم میرسیم،بستگی به استقبال و عملکرد و بازدهی شما داره) شما باید درکهای درستی از یک متن ادبی داشته باشین و طوری بیانش کنید که کاملا منظوری که شنونده دریافت میکنه اگر عین نظر نویسنده یا گوینده نیست،حد اقل بهش نزدیک باشه.این شما هستید که اگه یه شعر شورانگیز و پرهیجان رو با همون حال و هوا ادا کنید شنونده رو به شوق میارید و اگه همون مطلبو با یه حس ملایم و آروم و بی شوق اجرا کنید احتمال اینکه شنونده خوابش ببره کم نیست!

اگه از جلسه ی اول دقت کرده باشین میبینید که توی هر ده خط بیست بار مسئله ی شنونده مطرح شده و این نشان دهنده ی اینه که همه ی هدف یه گروه رادیویی جلب رضایت مخاطب و کمک به بالا رفتن سطح فکری شنونده هاشه.چون اگه اونا نباشن پس برای کی دارن برنامه میسازن؟

خلاصه کنم شما باید با در نظر گرفتن انواع تفکرات موجود در یک جامعه اجرا کنید که نه به کسی بربخوره و نه از قشر خاصی طرفداری بشه و نه منظور دار باشه مگر اینکه بخواید با این کار یه کم چشم و گوش یه عده ی خاصی رو باز کنید بلکه یه فرجی در اوصاف جامعه بشه...

یه نکته ی دیگه که توی یه اجرای واقعی خیلی مطرحه- و به احتمال قوی اینجا به کارتون نمیاد- اینه که وقتی تهیه کننده داره یه آهنگ به خصوص زیر صدای شما میاد شما باید ریتم کلام و رسوندن منظور و هدف موضوع برنامه رو با هم تطبیق بدین.اگه دارین روی یه آهنگ گوبس صحبت میکنید پس احتیاج به قوه ی جوسازی قوی وانرژی زیاد و تیکه های نامحسوس،کوتاه و متناسب با موقعیت حاضر دارین که به یه عده از مخاطبین خاص باید بندازین و سریع ازش رد بشین تا بدون اینکه خیلی به چشم بیاد ولی حرفتونو به اونی که باید بشنوه زده باشین.

گوینده جماعت اصولا یه مقدار خودمختاره چون نویسنده نمیتونه کاملا تنظیم شده دوساعت تا چهار ساعت برنامه رو بنویسه و گوینده با لحن محاوره یا معیار بخوندش.از اونجایی که یکی از محورهای اصلی برنامه های رادیویی یک ساعت تا به بالا سخن شنوندگانشه پس همین باعث میشه که یه بخشی از حرفهای گوینده بر اساس حرفهای مردم شکل بگیره و نویسنده نمیتونه نظرات همه ی مردمو در پیش بینی کنه و برای گوینده تعیین کنه که چه جوابی باید بهشون بده.برای همین گوینده بیشترین تاثیر و اختیارات نسبتا زیادی داره. یکی از نکاتی که همیشه باید حواستون باشه اینه که اختیاراتتون رو درست و به موقع به کار ببرید و فرصتهایی که توی صحبت راجع به یه موضوع براتون پیش میاد با سر تیتر های کامل و جامع بیان کنید.نه تنها در این زمینه،بلکه در هر نکته ای غیر از این هم که توی برنامه فرصتی براتون پیش اومد از دستش ندین و درست و حسابی ازش استفاده کنید.مثلا اگه یه نظر سنجی در مورد برنامه از شما که گوینده ش هستین شد،یه نظر به درد بخور و مهم و ضروری که حتما اجرا بشه بدین.

اگه قسمت تازه به دوران رسیدگی دنده معکوس رو گوش کرده باشین،یه بخشیش اتاق فکر نویسنده ها بود که داشتن با هم صحبت میکردن تا موضوع انتخاب بشه.

اولین چیزی که سردبیر گفت این بود که گوینده ی این قسمت برنامه خانوم صداقتیه.این یعنی نویسنده خودشو با گوینده هماهنگ میکنه تا یه برنامه ی استاندارد و کامل رو ارائه بده.به همون اندازه که عوامل پشت شیشه برای برای تنظیم کارهای شما تلاش میکنن،شما هم باید به اندازه ی همه ی اونا تلاش کنید چون شما نمایی از تمام عواملی هستین که شنونده ها نمیبینن و نمیشنون.

امیدوارم جلسه ی کامل و بی نقصی رو به قلم آورده باشم و کم و کسری نبوده باشه و راضی بوده باشید.

مرسی که هر نکته ای که من جا گذاشتم بهم میگین و کمکم میکنید به مطالب اضافه شون کنم.من که علامه ی دهر نیستم بالاخره... یه تازه کارم که به کمک همه ی شماها برای ارائه ی یه کار گروهی کامل نیاز دارم.

شب نوشت ۱: لازمه بگم چون اینجا فقط برای مطرح کردن نکات اساسی و کاملا مرتبط با رادیوئه،هر مطلبی که من برای اجرا پیشنهاد میکنم،در صورت تمایل شما و عدم دسترسیتون به منبعش، میتونم براتون بذارم توی وب خودم و هر کدومو خواستین بگین تا من براتون آپ کنم.بازم تاکید میکنم اشعار،نوشته های خودم و متون ادبی پیشنهادی من و شما توی وب خودمه.

شب نوشت۲:هر کدوم از برو بچ خواستن شب نوشت اضافه کنن قبل از جمله ی پایانی اضافه کنن.

اگه پر حرفی کردم و توضیحات مضافم خسته تون کرد به بزرگی خودتون ببخشید.

 

خوب بودین،خوب هستین،خوب باشین،خوبم بمونین.ما هم همینطور...

تا جلسه ی بعد خداحافظ.

|نوشته شده در| یکشنبه ۲ آبان ۱۳۸۹|ساعت| 21:7 |توسط| ترلان| |